همشهری آنلاین، شقایق عرفینژاد: پیش از انقلاب او بازیگر نقشهای منفی بود، اما پس از آن او در جهتی کاملا مخالف شمایل مرد پا به سن گذاشته با خدای نیکوکار را پیدا کرد یا در نقش یک نیروی ساواک ظاهر شد. یکی از فیلم هایی که او به خوبی در این نقش در آن بازی کرد، شکار ساخته مجید جوانمرد در سال ۱۳۶۶ است. با او که از تریلرسازهای دهه ۶۰ و ۷۰ است و نزدیک به ده سال است فیلمی نساخته، در باره عنایت بخشی و همینطور علت کار نکردن خودش در این سال ها صحبت کرده ایم:
در باره ساخت شکار و حضور عنایت بخشی در آن بگویید.
سال ۱۳۶۵ نقش ساواکی داشتم که غیرمتعارف بود. برای این که واقعا شخصیت بود. یعنی نه سیاه مطلق بود و نه سفید مطلق. شخصیت خاکستری بود که مشکلات شخصی داشت. از جنس ساواکیهایی که در بقیه فیلمها دیده میشدند، نبود. خودش هم خیلی این نقش را دوست داشت. بازی کرد و بعدها که فیلم که به نمایش و موفقیت رسید خیلی راضی بود. من هم خیلی خوشحال بودم که از حضورش در این فیلم راضی است. وقتی همدیگر را میدیدیم خیلی دوست داشت که همکاری جدیدی داشته باشیم که متأسفانه پیش نیامد. او همینطور بی کار ماند و همینطور من هم بی کار ماندم.
این شخصیت چطور شکل گرفت که نه کاملا مثبت بود و نه کاملا منفی؟ چقدر نوشته و کار شما بود و چقدر پیشنهاد آقای بخشی؟
من جزو فیلمسازان سینمای آزاد اهواز بودم و با سینما آشنایی داشتم. شخصیتپردازی، کارگردانی، دکوپاژ و میزانسن را میشناختم. من با ساخت فیلمهای ۸ میلیمتری وارد این عرصه شدم و وقتی زمان ساخت اولین فیلم حرفه ایام رسیده بود، میدانستم نقشپردازی یعنی چه. از آن فیلمسازان نابلد نابالغ ناشی نبودم که داستانی داشته باشم و یک شخصیت منفی و مثبت با هم درگیر شوند. من فیلمهای ژان پیر ملویل را دیده بودم و میدانستم حتی نقشهای منفی فیلمهای او شخصیتهای دوستداشتنی هستند. شخصیت منفی فیلم شکار را اصلا بر اساس علاقهام به فیلمهای ملویل کار کردم. اولین پلانی که عنایت بخشی در فیلم هست، تنها روی یک نیمکت در اتاق نشسته و با خودش کلنجار ذهنی دارد. سردرد دارد و قرص میخورد و بعد به او تلفن میشود و به مأموریت میرود. من شخصیت را اینطوری میدیدم و برای خود آقای بخشی هم پرداختن به این شخصیت به این شکل جالب بود. در این پلان دوربین به طرف شخصیت میرود و بعد زوم بک میکند و ابعاد تصویر اعوجاج پیدا میکند و بالا و پایین میشود که کاملا مربوط به خود شخصیتی است که در تصویر میبینیم.
آقای بخشی به جز در فیلم شکار در چند فیلم دیگر هم نقش ساواکی را بازی کرده است. فکر میکنید همین نقش را تکرار کرده است؟
نمیدانم تکرار این نقش بوده است یا نه. ولی ساواکی فیلم شکار نماد و الگویی شد برای این شکل نقشها. آقای بخشی واقعا دوست داشت این نقشهای چندبعدی را کار کند. با خود من که حرف میزد میگفت، اگثر نقشهای ساواکی که به او پیشنهاد شده، سطحی هستند. ولی شخصیت ساواکی فیلم شکار چندبعدی است. آدمی است که انگار حریف میطلبد. یعنی به دشمنش به عنوان یک شخصیت خبیث نگاه نمیکند. انگار دنبال یک رقیب است. با خسرو شکیبایی به عنوان شخصیت مقابلش رابطه ذهنی برقرار میکند. حتی وقتی بالای جنازه شخصیتی که خسرو شکیبایی به عنوان یک مبارز میرسد، از مرگ افسوس میخورد. اینها نشانه یک شخصیتپردازی درست است.
که آقای بخشی هم در آن نقش زیادی داشت.
بله. او درک میکرد. برایش شخصیتهای منفی فیلمهای ملویل را مثال میزدم و بهتر مسئله را میفهمید.
آقای بخشی چه پیش از انقلاب و چه پس از آن بسیار پرکار بود و نقشهای خوبی هم بازی کرد، ولی آنطور که باید دیده نشد. فکر میکنید دلیلش چه بوده است؟
من نقشهای قبل از انقلاب او را دوست ندارم. اولین فیلمی که قبل از انقلاب در آن درخشید، آقای هالو کار داریوش مهرجویی بود. از آقای هالو به این طرف مجبور شد هر نقشی را بپذیرد. ولی اگر نقشی به او پیشنهاد میشد که دوستش داشت، با جان و دل برای نقش کار میکرد. دوست داشت نقش برایش چالش داشته باشد.
به نظرتان مهم ترین ویژگیاش در بازیگری چه بود
خیلی آدم صبور و آرامی بود. قبل از این که جلوی دوربین برود، با شنیدن توضیحات کارگردان مدتی با خودش خلوت میکرد و بعد وارد صحنه میشد. وقتی هم کارگردان کات میداد، او همچنان در نقشش میماند.
چطور برای این نقش در فیلم شکار انتخاب شد؟ یادتان هست؟
قرار بود اول سیاوش طهمورث این نقش را بازی کند که با او به توافق نرسیدیم. بعد آقای بخشی معرفی شد و در همان لحظه هم به توافق رسیدیم و برای تست گریم و لباس رفت و کار را شروع کردیم. دوستی عمیقی هم بین مان شکل گرفت و خیلی دوست داشت شکار ۲ ساخته شود که نه برای او پیش آمد و نه من.
از تجربه کار با او میگویید؟
یادم هست خیلی به گریمش حساس بود. گریمور ما فرهنگ معیری بود. با او خیلی سر سبیلهایش سروکله میزد. صحنه ای که دارد پرویز پرستویی را بازجویی میکند و میپرسد دوستت کجا فرار کرد، پرویز پرستویی میگوید او یک مرد بود. با شنیدن این جمله شخصیت بخشی در فکر میرود و یادم هست خیلی خوب کار کرد.
آقای بخشی هم نقش منفی بازی کرده است و هم مثبت. در باره ویژگیهایش در این دو مدل نقش میگویید؟
هر بازیگری باید توانایی بازی در هر نقشی را داشته باشد. یک جا یک حاج آقای سنتی بازاری است، یک جا ساواکی است یک جا هم مدیر یک کارخانه. آنچه از روحیات عنایت بخشی میدانم، این است که عاشق نقشهای منفی عمیق بود. نقشهایی که برایش چالشبرانگیز باشد. ما بازیگر خیلی خوبی را از دست دادیم. همانطور که بسیاری دیگر از جوانان و هنرمندان ما از بین میروند و کسی هم توجهی نمیکند. ما بسیای از هنرمندان درجه یک مان را داخل و خارج ایران از دست دادهایم. واقعا متأسفم که این گلهای هنر ایران پرپر میشوند.
شما از سال ۹۳ و بعد از فیلم «آدم باش» دیگر کار نکردهاید. دلیلش چه بوده است؟ ,
از سال ۷۲ و ۷۳ وضعیت سینما عوض شد. فضا باز شد، ولی فضای حرفهای عوض شد. فضا برای فیلمسازانی که از دهه ۶۰ وارد سینما شده بودند که من هم یکی از آنها بودم، دگرگون شد. سینما دست آدمهای نابلد افتاد و کسان دیگری خارج از این حیطه وارد آن شدند و سکان سینما را در دست گرفتند و با تظاهر به این که فضای باز ایجاد شده و برای همه شرایط مهیاست تا بتوانند در این زمینه کار کنند، سینما را به پرانکندهگویی و لودهبازی کشاندند و من که جزو فیلمسازانی بودم که فیلمهای جدی اجتماعی میساختم، کمکم به حاشیه رفتم.
این به حاشیه رفتن خودخواسته بود یا شرایط این طور پیش رفت؟
من عاشق سینما هستم. چطور میتوانم کار نکنم؟ من را کنار گذاشتند. من ده سال است که فیلم نساختهام. فیلم آدم باش هم یک فیلم تحمیلی بود برای این که دو باره بتوانم وارد سینما شوم. بعد از مدتها بیکاری مجبور شدم یک کمدی دست بگیرم. فیلم هم شکست خورد و بعد از آن هم دیگر نتوانستم فیلم بسازم. در حالی که ۳ تا فیلمنامه دارم. هم برای سینما و هم شبکه نمایش خانگی. ولی انگار کسی من را قبول ندارد. فکر میکنند مجید جوانمرد پیر شده یا این که اصلا خارج از ایران است. در صورتی که سالم و سرحال همینجا هستم. حتی به خاطر فشارهای اقتصادی مجبور شدهام از تهران خارج شوم.
نظر شما